الفيض الكاشاني

164

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

مكتوب 37 بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مِن عبد اللَّه قطب بن محيي إِلى وليّي في اللَّه و حبيب قلبي مولانا معين الملّة و الدّين عبد الغني أغناه اللَّه به [ عن ] غيره . گروه محدَّثان امّا بعد ؛ خداى عزّوجلّ را عادتى هست كه بعضى از ساكنان ارض را با خود آشنائى افكند و ايشان دوستان خداى باشند در زمين . ذكر خداى در زبان ايشان جاى داشته باشد و كبرياى خدا در دل ايشان . و خداى عزّوجلّ از اسرار آفرينش و حقايق حكمت‌هاى خويش بر ايشان چيزى چند روشن كند كه ديگر ساكنان ارض ندانند و ايشان صاحب خطاب و تحديث غيب باشند . چنانچه حضرت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم خبر داد كه در امّت هاى پيشين محَدَّثان بوده‌اند - به فتح دال . اگر در اين امّت باشد بايد و شايد كه وليّم پيوسته مشتاق اين مقام باشد و براى اين دلش سوزان و جگرش گدازان و بى قرار و آرام ، تا اگر از اين مقامات چيزى براى او مكشوف نباشد ، به حرارت طلب و حِدّت جدِّ او حجابى كه حايل است ميان او و آن از راه برخيزد . كه مَثَل چنين كسان ، مَثَل ماهى است كه حكايت مىكنند كه در بعضى بحار مىباشد كه چون به سبب جزر دريا به خشكى افتاد شش ساعت به خود مىطپد از فرط اضطراب تا پوست از او جدا مىشود ، در زير پوست او را دو بال هست ، آن بال ها بر مىگشايد و پرواز مىكند به سوى دريا .